پسر پرسپولیس؛پنالتی دایی را گرفت اما بزرگ نشد

مهدی طاهرخانی
1-بیست و هفتم مهرماه سال 85،ششمین دوره لیگ برتر،هفته ششم ،دقیقه 62 سعید مظفری زاده در یک تصمیم بحث برانگیز فرشید کریمی را از زمین اخراج کرد تا علیرضا حقیقی ، دروازیانی که خبرنگاران نزدیک به پرسپولیس از او بعنوان یک پدیده یاد می کردند وارد زمین شود.خطای کریمی که بعدا مشخص شد برخوردی با احمد مومن زاده نداشت،علاوه بر اخراج او یک ضربه پنالتی را هم نصیب سایپا کرد.علی دایی "مربی بازیکن" آن روز سایپا خودش پشت توپ ایستاد تا با زدن گل دوم و پیمودن نیمی از چمن ورزشگاه و گره کردن مشتش  به آسمان و فریاد های قطع نشدنی نشان دهد چقدر به پیراهن تیم سابقش ارادات دارد! دایی ضربه را زد اما پدیده توپ را گرفت.چهل و پنج هزار هوادار به مدت پنج دقیقه  یک صدا نام علیرضا حقیقی را فریاد می زدند چون او پنالتی علی دایی را گرفته بود؛ همویی که پس از گل نخستش در نیمه اول با شادی غیر منتظره اش، هواداران قرمز را حسابی به خشم آورده بود.اگرچه روی جایگیری غلط  حقیقی در دقیقه 84 دایی سرانجام گل دومش را زد و با شادی بی حد و حصرش روی اعصاب تماشاگران رژه رفت اما آن بازی با تساوی دو بر دو تمام شد.آنچه پس از این تساوی بیشتر روی خروجی رسانه ها خودنمایی می کرد مانور روی پسری بود که بعدا  خودش ،خودش را پسر پرسپولیس خواند.آن موقع می گفتند سرانجام پرسپولیس موفق شده از تیم پایه خود یک دروازبان پرورش دهد که بزودی جانشین عابدزاده رویایی می شود.

2-حالا5 سال از آن شب نسبتا گرم می گذرد.از آنجایی که ما از حافظه  تاریخی ضعیفی برخورداریم و همانطور که خوب فراموش کردیم دایی پس از گلزنی به پرسپولیس چگونه با حرارت و کاملا عامدانه هواداران سرخ را آزار  داد( در صورتی که می توانست دست کم کمی خویشتنداری کند همان کاری که میثم بائو کرد)همانطور که فراموش کردیم خیلی از آزارهای پیشین را حالا هم فراموش می کنیم قرارمان چه بود و اصولا می بایست علیرضا حقیقی پس از 5  فصل به چه جایگاهی می رسید و نرسید. تنها پیشرفت حقیقی جوان در نوع آرایش مو، نوع خودرو، مبلغ قرارداد و افزایش حواشی اش بود.بی انصافی است اگر عدم نتیجه گیری قرمزها در لیگ یازدهم را تمام و کمال به گردن حقیقی بیاندازیم اما او در این چهار بازی روی هم رفته چهار ری اکشن مفید انجام داد؟استیلی در تمامی خطوط دست به تغییرات وسیعی زد ؛از شیث گرفته تا مازیار و نوری را از ترکیب اصلی بیرون گذاشت اما همچنان به گلر نخست تیمش مومن ماند اما نتیجه چه بود؟حقیقی در کرمان دو گل خورد که قطعا اگر یک دروازبان خوب و مطمئن با آمادگی تنها 50 درصد در زمین حضور داشت بعید بود آنها را بخورد.

3-مخالفان نوع گزارش جواد خیابانی برتری قابل توجی به هوادارانش دارند اما  در معدود دفعاتی که این گزارشگر قالبا محتاط ،از پیله ثناگویی خارج شد و پس از شکست تحقیر آمیز برابر شهرداری یک جمله انتقادی را متوجه حقیقی کرد،شاهد مصاحبه  قطوری از سوی گلری بودیم که تیمش را بازانده بود و عوض معذرت از هواداران ،علیه خیابانی شدید ترین الفاظ را به کار برد.باشگاه پرسپولیس که با کاشانی داعیه فرهنگی بودنش را بیشتر از هر زمان دیگری به رخ  می کشد هیچ واکنشی به این مصاحبه مشمئز کننده نشان نداد.جایزه دُر افشانی مرد تقریبا نامطمئن حضور دوباره درون دروازه پرسپولیس بود.او گفته بود؛من دروازبان اول پرسپولیس بودم،هستم و خواهم بود.گویا خیالش از جای دیگری راحت است ک با حضور معمارزاده اینچنین توانایی های کمتر بروز داده اش را به حراج می گذارد.

4-فارغ از اینکه درد این پرسپولیس کجاست، کی درمان می شود،چه زمانی اوج می گیرد  یا به حضیض می رسد یک اصل  از هم اینک قابل برداشت است؛"پسر پرسپولیس" نه تنها هرگز جانشین احمدرضای بزرگ نخواهد شد بلکه از حیث اخلاقی به مثابه مان شیث است که تنها تصمیم صحیح دایی به خروج او منجر شد.حافظه تاریخی ما این روزها تنه به تنه حافظه یک آبزی می زند با این تفاوت که ماهی ها نه دغدغه فوتبال دارند و نه طرفدار محبوب ترین تیم ایران اند که دروازبانش پس از 5 سال پیشرفت معکوس داشته است.بنابراین  می توان حدس زد همین الان هم  خیلی از طرفداران سرخ مخالف این نوشته هستند.

/ 0 نظر / 30 بازدید